close
تبلیغات در اینترنت
سایت رسمی امیرضیاء
به وب سایت رسمی امیر ضیاء خوش آمدید | پيشنهاد ميکنيم از انجمن سایت هم ديدن فرماييد | براي ارتباط با مدير سايت ميتوانيد از تلگرام 09199120652 استفاده نماييد
نینیمال زیبایی فونت فارسی را با فونت من ببینید اضافه کردن به علاقه مندی ها
کدستان








تارنمای امیرضیاء
نینیمال

ضیاموزیک

کی روش

کیروش‌هراسی و کی‌روش‌دوستی:

 


•این پست درحمایت از "#علی کریمی " که یه فوتبالیست واقعی وهمینطورجنتلمن واقعیه نه از این بازیکنای بی هنر و بدصدا(پژمان جمشیدی با1گل ملی)


7ساله یه مربی آورده(آقای  کف‌شاشیان) آخرش نفهمیدیم اسمش کارلوس کیروشه؟ کی‌روشه؟ کیه‌روشه؟ کی روشه؟

کیه؟ کیـــــــه؟ کی خط تیره روشه؟ کیرشهفه؟ کروشه؟

 کوروشه؟ اسمش هم فیلتره!؟

الان دارم فوتبال تماشا می‌کنم و به این نتیجه رسیده‌ام که مهم‌ترین، محبوب‌ترین، مشهور‌ترین و البته بی هنر‌ترین هنرمندان، فوتبالیست ها هستند. تنها چیزی که دنبالش هستند پول است یا شهرت… بازیکنای فوتبال خودنمایانی بیش نیستند چنین دید امیر!

 

+مهم‌ترین دستاورد حضور «کی‌روش» تو ایران این بود که تو سایت‌های ورزشی، «نیم‌فاصله» یه‌کم رواج پیدا کرد.!

باآرزوی شادی در شب یلداا

انار و هندوانه و آجیل و پفک و فال؛

ذکر عوام شده : فال میگیرم فالِ پشه / میخواد بشه،میخواد نشه.

پس جرا ذکر ما نشود؟

 

با نیت "معشوقه" فال حافظ گرفتم و این اومد:

 

هر کسی پنج روز نوبت اوست

 

 حساب کردم سالی شد هفتاد و سه نفر.

 

                                             ای وای... ای وای...

استقلال و پرسپولیس

دست کم وقتی ما نوجوان بودیم و بازی استقلال و پرسپولیس را تماشا می‌کردیم حتا اگر بازی گل هم نداشت چند تا فن کاراته و کشتی کچ یاد می‌گرفتیم و می‌آموختیم چگونه به شکل صحیح از “آنجا‌”ی‌مان محافظت کنیم… این روزها که بازی‌شان را می‌بینی از یک طرف فنون خانه‌داری و گل‌دوزی را یاد می‌گیری و از طرف دیگر احساس می‌کنی انگار دیگر چیزی برای محافظت وجود ندارد!

ادامه مطلب

کیروش‌هراسی و کی‌روش‌دوستی

 
یه مربی آوردن(آقای  کف‌شاشیان) آخرش نفهمیدیم اسمش کارلوس کیروشه؟ کی‌روشه؟ کیه‌روشه؟ کی روشه؟ کیه؟ کیـــــــه؟ کی خط تیره روشه؟ کیرشهفه؟ کروشه؟ کوروشه؟ اسمش هم فیلتره!؟                                                                                                                                                                                                    
 
مهم‌ترین دستاورد حضور «کی‌روش» تو ایران این بود که تو سایت‌های ورزشی، «نیم‌فاصله» یه‌کم رواج پیدا کرد 
 

تحول

تو ماشین داشتم،یک از این آهنگای رپی که در و دافشون رو

 

 به رخت میکشن گوش میدادم که یدفه چشمم افتاد به یه تک مصرع

 

 معروف ازآهنگ حمیرا پشت یه کامیون :

 

شاید امشب به طلوع صبح فردا نرسه

 

+عجیب یه حالی شدما

کتاب

کتاب همون چیزی نیست که با دمپایی ابری و کاه قاطی می کنن و میدن گوسفندا بخورن پروار بشن؟! میگن خیلی خاصیت داره

 

اسمش اینه که در ایران کتاب چاپ میشه… بیشتر این کتاب ها، درسی هستند یا کمک آموزشی. تازه همین ها هم تیراژی بالای پنج هزار ندارند. بقیه کتاب ها که تیراژشان به زحمت به دو هزار می رسد… برای یک کشور هشتاد میلیون نفری با این همه مردم که ادعای باسوادی دارند این تیراژ شرم آور نیست، تهوع آور است… دست همه تان درد نکند!

قافیه!

ما بدبخت قافیه ها شدیم از وقتی که برای جور شدن وزن و آهنگ شعرمان
بلندی موی معشوقه مان را به شب یلدا رنگ چشمانش را به رنگ عسل
و طمع لبانش را شیرین همچون نقل ونبات و  قامتش را همچون سرو
 تشبیه نمودیم.غافل از آنکه معشوقه مان هیچکدام از اینها را نداشت.

محمد علی جمال‌زاده

نا امیدی یعنی این که با چه شور و شوقی کتاب «دارالمجانین» جمال‌زاده را پیدا کنی و بخوانی بعد ببینی چند تا از چیزهایی را که فکر می کرده ای برای نخستین بار به ذهن خودت رسیده است و در یکی از داستان هایت به کار برده ای، او هفتاد سال پیش در داستانش آورده است. حالا من به یک دارالمجانین واقعی نیاز دارم!


سکس نیمه کاره

کتاب را باید در دست گرفت، لمس کرد، ورق زد و حتا با خود به تختخواب برد. خواندن کتاب توی مونیتور یک سکس نیمه کاره س…                       البته کاچی به از هیچی!

همه میگن فردوسی، ولی چون به درد فال گرفتن نمی‌خوره باید دهه ها بگذره که به شکل اتفاقی یکی لای شاهنامه رو باز کنه... تازه نه برای خواندن که به امید یافتن یک اسکناس یک تومانی عهد قجر! 

کوروش!

کوروش بزرگ: ترسم از مردمانی است که به رپ روی خواهند آورد و آیین پینک فلوید را به فراموشی خواهند سپرد. دور باد از کشور من رپ،  آنفولانزا و سوشی!*

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* منبع: آموزش زبان میخی، حجت الاسلام والمسلمین سید عبدالجاناتان گازیوروسکی، ج ۳، ص ۵۴

حروم زاده

 نسبم شاید،به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد!

 

                                                     «سهراب سپهری،صدای پای آب»

 

فکر کن،داری مثه آدم زندگیتو می کنی بعد یکی پیدا بشه بهت بگه آقا جان چه نشستی که جده گرانقدر شما فاحشه بوده،اونم کجا؟؟؟شهر بخارا!!!در نتیجه الان شما حروم زاده هستی.

از قالی ایرانی نفرت دارم…

 زمین سفت و مرطوب را به فرشی که سر پنجه‌های دخترک روستایی را خونین می‌کند ترجیح می‌دهم.

 

به من نگویید اگر او فرش نبافد گرسنه می‌ماند، ما مسوول فقر او هستیم…

 

ما که او را هنرمند می‌نامیم و هنرش را تحسین می‌کنیم و چشم بر برده بودنش می‌بندیم!

 

 

جسم و جان دخترکان سرزمینم است که همراه قالی‌ها به حراج گذاشته می‌شود.

نگویید اگر قالی نبافد نان ندارد؛ او مسوول فقر خویش نیست…

پدر و مادرش نیز مسوول نیستند.

من مسوولم و چون نمی توانم کاری بکنم از قالی ایرانی نفرت دارم.

عجب آدم فهمیده ای !!

ما ایرانی ها وقتی بچه هستیم میگویند بچه است نمیفهمد
وقتی نوجوان هستیم میگویند نوجوان است نمیفهمد
وقتی جوان هستیم میگویند جوان است و خام ؛ نمی فهمد
وقتی بزرگ میشویم میگویند دارد پیر می شود ؛، نمی فهمد
وقتی هم پیر هستیم میگویند پیراست ، حالیش نیست، نمی فهمد
فقط وقتی میمیریم میآیند سر قبرمان و میگویند : عجب انسان فهمیده ای بود

زن

زن، تنها تو نیستی… دوستان نزدیکت نیز نیستند… زن همان دخترک روستایی است که حتا در کلاس درس فارسی نیز هرگاه به واژه ی عشق می رسد نفسش بند می آید و سرخ می شود و شلاق پدر، مشت های برادر و قاشق های داغ مادر را به یاد می آورد. همان دخترک روستایی را می گویم که در سی و پنج سالگی، او را هم دوره ی مادربزرگت تصور می کنی!

ریا

گور پدر ریا… اگر کار خوبی می کنید آن را در پیش چشم همه انجام بدهید و به همه هم بگویید. بگذارید

بیاموزند که هنوز می توان خوب بود!