close
تبلیغات در اینترنت
سایت رسمی امیرضیاء
به وب سایت رسمی امیر ضیاء خوش آمدید | پيشنهاد ميکنيم از انجمن سایت هم ديدن فرماييد | براي ارتباط با مدير سايت ميتوانيد از تلگرام 09199120652 استفاده نماييد
تارنمای امیرضیاء - 1 زیبایی فونت فارسی را با فونت من ببینید اضافه کردن به علاقه مندی ها
کدستان








تارنمای امیرضیاء
MY OFFECIAL WEB

ضیاموزیک

پست ثابت

سلام خدمت دوستای گلم 
 
 لینک آهنگ هایی رو که خوندماینجامیزارم  .
 
با تشکر از همتون امیدوارم  دوست داشته باشین و مورد پسندتون قرار بگیره 
 
فدا مدا امیر

موسیقی و موسیقی

موسیقی و موسیقی  وقتی که غمگین هستی و آهنگ شاد برای خودت پخش می‌کنی -چون پیش خودت خیال می‌کنی که حالت را بهتر می‌کند!- درست مثل زمانی است که قرار است استفراغ کنی ولی با دست جلوی دهانت را می‌گیری و پیش خودت خیال می‌کنی که با این کار بالا نمی‌آوری!   پ.ن: شما هم از شنیدن بعضی آهنگ‌ها عمیقن اندوهگین می‌شوید و قلبتان مچاله می‌شود و به درد می‌آید؟! 

با آرزوی شادی در شب یلداا

با آرزوی شادی در شب یلداا

«یکی» گفت : برنامت واسه شب یلدا چیه؟

«اون یکی» گفت :با فامیل دور هم جمع میشیم،

ببینیم میتونیم واسه  بحران فرانسه راه حل پیدا کنیم

یا نه؟!

 

در آستانه شب یلدا؛

 

انار و هندوانه و آجیل و پفک و فال؛

ذکر عوام شده : فال میگیرم فالِ پشه / میخواد بشه،میخواد نشه.

پس جرا ذکر ما نشود؟

 

با نیت "معشوقه" فال حافظ گرفتم و این اومد:

 

هر کسی پنج روز نوبت اوست

 

 حساب کردم سالی شد هفتاد و سه نفر.

 

                                                                                 ای وای... ای وای...

برای تو...

برای تو...

این برگ‌های زرد 
به خاطر پاییز نیست 
که از شاخه می‌افتند 
قرار است تو از این کوچه بگذری
و آن‌ها 
پیشی می‌گیرند از یکدیگر 
برای فرش کردن مسیرت.. گنجشک‌ها 
از روی عادت نمی‌خوانند، 
سرودی دسته‌جمعی را تمرین می‌کنند 
برای خوش‌آمد گفتن 
به تو.. باران برای تو می‌بارد 
و رنگین‌کمان – ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش – 
سرک کشیده از پسِ کوه 
تا رسیدن تو را تماشا کند.
نسیم هم مُدام
می‌رود و بازمی‌گردد
با رؤیای گذر از درز روسری
و دزدیدن عطر موهایت!
زمین و عقربه‌ی ساعت‌ها
برای تو می‌گردند
و من
به دورِ تو

ما خیلی كار های نكرده داریم


ما چقدر با هم خاطره های قشنگ نداریم..
یا مثلا چقدر كافه نرفتیم
ما چقدر با هم چای نخوردیم!
فیلم ندیدیم و
نخندیدیم
آه لعنتی
ما چقدر با هم خوش نگذراندیم
شهر بازی و تئاتر و سینما نرفتیم
چقدر در آغوش هم از رویا ها و دلواپسی هایمان نگفتیم
ما چقدر همدیگر را نوازش نكردیم و
از دلتنگی هایمان برای هم شعر نخواندیم
ما چقدر عكس سلفی نداریم
و چقدر از كتاب های تازه خوانده ی مان برای هم نگفتیم
چقدر دست هایمان را در هم جفت نكردیم
از ترس اینكه جدایمان نكنند!
چقدر جلوی آیینه همدیگر را بغل نكردیم و به تصویرمان در آیینه لبخند نزدیم و حسرت نكشیدیم
كه این لحظه تا ابد ادامه پیدا كند!
می دانی چیست؟!
ما خیلی كار های نكرده داریم
من فكر می كنم
بهتر باشد كه برگردی.
.

نمی خوامت

وقتی هیچ حسی نیس ... وقتی تغییر کردم... وقتی دستام سرده ... نمی خوام برگردم
 

بینمون علاقه نیست ... بهم عادت کردیم ... نمی خوام باز از نو ... پیش هم برگردیم

بی خانمان

رفتی‌ که برگردی ، ولی‌ ، رفتی‌ که رفتی‌ ، من دنبال ِ تو کوچه به کوچه راه افتادم

سگ پرسه‌ ها یم در مسیر رفتنت ، دارد ، تبدیل ِ به بی‌ خانمانی میشود

آخرین سنگر سکوته

گربه ام را دوست دارم حتی بیشتر از یک سگ !!

با اینکه هرکار برایش میکنم باز هم چنگ میزند .

تمام تنم زخمیست اما باز هم از گربه ام محافظت میکنم زیرا کفتارهای زیادی قصد تجاوز به آنرا دارند

گربه ام را دوست دارم هرچند به خاطرش خیلی ها مرا طرد کرده اند !!

گربه ام را دوست دارم هرچند . . . . (آخرین سنگر سکوته) !!!