close
دانلود آهنگ جدید
Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ... - 4
به وب، اپ امیر ضیاء خوش اومدید | پيشنهاد ميکنیم اپ سایتم دانلود کنید | جهت تماس بامن لطفا به این شماره 5000247561 پیامک بزنید

Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ... - 4

درباره اپلیکیشن و سایت
Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ...
سلام من امیرضیا هستم طراح وب،اپ و کدنویس و... چه کاری میتونم براتون انجام بدم. من در حال حاضر برای کارهای آزاد در دسترس هستم. برای کارهای زیر میتونید رو من حساب کنید: 1-طراحی کاور موزیک 2-طراحی کارت ویزیت 3-طراحی پست اینستاگرام(محتواگذار اینستاگرام) 4-طراحی نرم افزار افزایش فالوور و لایک در اینستاگرام 5-طراحی استوری اینستاگرام 6-طراحی پست تلگرام وربات تلگرام 7-طراحی انواع سایت(فروشگاهی)و.. 8-طراحی انواع اپلیکیشن 9-طراحی لوگو ؛کاتالوگ؛هدر؛اسلایدر؛تراکت 10-طراحی بنر( متحرک تبلیغاتی،تلگرام،اینستاگرام) 11-منیجر وادمین سایت(محتوا گذارسایت) 12-طراحی و تولید محتوای پست های اینستاگرام و تلگرام 13-طراحی پنلsms اگر می خواهید یک وب سایت یا برنامه اندرویدی داشته باشید ، در صورت تمایل با من تماس بگیرید. یکی از نیازهای اصلی بلاگرها، داشتن اپلیکیشن اندروید است اگر می خواهید برای وبلاگ تون یه برنامه اندروید داشته باشید اونم خیلی مناسب و ارزان بامن تماس بگیرید تماس بامن از طریق پیامک5000247561واز طریق کامنت در همین سایت اطلاعات بیشتر درباره من و تماس با من در پروفایلم

ضیاموزیک

چرا مهندس ها این قدر مهم هستند؟!
تعداد بازديد : 173

اگر یک پزشک اشتباه کند یک نفر می میرد؛
 
اگر یک مهندس اشتباه کند ده ها نفر؛
 
و اگر یک سیاستمدار اشتباه کند هزاران نفر؛
 
در مورد مردان خدا آمار رسمی ای وجود ندارد!
 
(گزین گویه از خودم!)
 همیشه برایم جالب بوده است که بدانم چرا مردم واژه ی مهندس را این قدر مهم فرض می کنند. البته در این که مهندس ها آدم های مهمی هستند شکی ندارم ولی آن اهمیتی که من به آنها میدهم با اهمیتی که مردم در خود واژه ی مهندس جستجو می کنند تفاوت دارد. مهندس گویا برای آنها واژه ای جادویی است که اگرچه کمتر از دکتر- به مفهوم پزشک- برای شان نماد پول است ولی در عین حال قدرت را برای شان تداعی می کند… قدرتی که از نیروی سازندگی پدید می آید. البته این بدین مفهوم نیست که آنها پزشکان را دوست ندارند البته که دوست دارند زیرا همه ی آنها نیز پزشک هستند و دلیل این که علیرغم پزشک بودن به یک پزشک واقعی رجوع می کنند این است که هر احمقی می داند هیچ پزشکی نمی تواند خودش را درمان کند! در حقیقت پزشکی دانشی است که بر خلاف تصور این دانشمندان زبان نفهم از پدر و مادر و عمه و خاله به ارث برده می شود و اگر کسی برای تحصیل این بدیهیات به دانشگاه می رود هدفش چیزی جز سرکیسه کردن مردم نیست. اما مهندس یک نابغه است زیرا می داند چگونه وسایلی را که آقاجون هم نمی تواند درست کند راه بیاندازد! اما این دکتر ها به هیچ چیزدست نمی زنند که نکند یک وقت دست شان کثیف شود.
 
تازه مهندس ها از کسانی که سیاست خوانده اند یا سیاستمدار هستند هم مهم ترند. زیرا:» سیاست که پدر و مادر ندارد و هر چی بی پدر و مادر است کار سیاسی می کند مگر این که مهندس باشد. اصلا سیاست که تحصیلات نمی خواد… اینهایی هم که میرن تو دانشگاه سیاست می خونن یا مهندسن که می خوان وزیر و وکیل بشن که البته خیلی خوبه یا یه مشت بچه قرتی دیوونه هستن که عاق والدین شده اند و به همین دلیل بی پدر و مادرن. مگه خانجون سیاست خونده بود که می گفت اینا به فکر جیب خودشون هستن؟ اون هم کی؟ بیست سال پیش که هنوز هیچکی جرات نداشت این حرف رو بزنه! حالا خانجون که برای خودش مخی بود… همین زری ورپریده که کلاس دومه… مگه اون روز نمی گفت چرا رییس جمهور زن نیست؟ البته غلط کرد و گه زیادی خورد ولی به هر حال یه روز یه چیزی میشه و جای خانجون رو می گیره. حالا از خودم تعریف نکنم خودم هم کم از سیاست سر در نمیارم آخه تو فامیل ما ارثیه.»
 
واقعیتش را بخواهید میان پزشکی و سیاست یک شباهت عمده و یک تفاوت بزرگ وجود دارد: شباهت آنها این است که همه ی انسان ها به طور ذاتی پزشک و سیاستمدار زاده می شوند. اما تفاوت آنها این است که در پزشکی چون علم به شمار می آید پزشکان به دلیل پیوستگی حرفه ای که با هم دارند از راهنمایی های یکدیگر سود می برند و به هم کمک می کنند برای داروهای بی مصرف موجود در کشوی کابینت مصارف دیگری نیز بیابند تا آن داروها خراب نشوند… مثلا برای ترک پاشنه ی پا می شود آمپی سیلین را با کمی برگ بابونه و ویتانین ث و زرده ی تخم مرغ قاطی کرد… و برای بی خوابی می توان دیازپام را با سوخته ی تریاک و آب قاطی کرد و توی کتری جوشاند! اما سیاست چون علم به شمار نمی آید و یک امر خصوصی است نباید به گفته ی دیگران محل سگ هم گذاشت چون اندازه ی الاغ هم نمی فهمند و فقط ادا در می آورند به ویژه اگر درس سیاست خوانده باشند که لابد ریگی در کفش دارند. البته چون سیاستمدار هستیم و می دانیم سیاست پدر و مادر ندارد نباید کسی را از خودمان برنجانیم پس وقتی آنها حرف می زنند ساکت می نشینیم و سرمان را تکان می دهیم که راست می گویی ولی ته دلمان فحشش می دهیم که چقدر زر مفت می زند… آن هم در حالی که ما که خودمان خدای سیاستیم و انگلستان را درس می دهیم، حضور داریم و فقط به خاطر مهمان نوازی چیزی نمی گوییم!
 
دوباره به این پرسش برگردیم که چرا مهندس ها مهم هستند… بی تردید آنها مهم نیستند چون می توانند انتگرال های چند گانه را حل کنند یا از استاتیک و مقاومت مصالح که چیزهای مزخرفی هستند و کسی نمی داند چرا یک مهندس باید وقتش را برای آنها هدر بدهد، سر در بیاورند. آنها مهم نیستند چون می توانند چیزهای جدید خلق کنند یا روش های نوینی بیابند. آنها مهم هستند چرا که اگر در یک مهمانی رسمی هم از آنها بخواهی چرخ خیاطی سینگر پنجاه سال پیش شما را درست کنند نه نمی گویند…  حتا اگر ندانند چرخ خیاطی چیست!
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

تو دنیا رو برام جذاب کردی
تعداد بازديد : 206

تو آغوشت ستاره هارو دیدم
تو آغوشم ستاره هارو چیدی
کنارت زندگیم تغییر کرده
تو دردای منو تسکین میدی
تو آغوشم فقط آروم میشی
تو آغوشت فقط آروم میشم
تو دنیا رو برام جذاب کردی
توی چشمای تو معصوم میشم
نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

عاشقتم روانی
تعداد بازديد : 183

دیوونه من دیوونه بازیاتو دوس دارم 
گمشو بیا پیشم کثافت دوستت دارم
تو آرزوی بیست و چند سال زندگیم بودی
از اسمون وقتی نباشی سخت بیزارم
بارون و دوس دارم کنار تو با دلشوره
مثل دوتا دیوونه بدوییم زیر بارون
باهم که باشیم اونقده دیوونه هستیم که
باهم برقصیم لخت توی شهر و تو میدون
من بیست و چندسال زندگیمو باتو دور ریختم
چون تازه فهمیدم که دیوونه شدن خووبه
دیوونگی کن تا منم دیوونه تر باشم
آغوش من روی تن تو سخت مصلوبه
نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

تورو جون من
تعداد بازديد : 223

تورو جون من
موهاتو نبند
بشین روبروم
بخند و بخند
بشین و بخند
که حالم خوشه
شرابیه موهات
منو می کشه
بشین و من و
ببر تو هوات
چقدر روو مخه
رژ ِ روو لبات
بهم خیره شو
تا دیوونه شم
چشاتو نبند
که بی خونه شم
تو باشی خوشم
توو لذت گمم
نباشی ! نمی شه !
زمین می خورم
یشین روبروم ـ باهام حرف بزن ِ دلم حرف می خواد
نگاهم نکن ِ دارم گُر می گیرم ِ دلم برف می خواد
نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

زندگی
تعداد بازديد : 233

زندگی ترنم یک ملودیست ،که ما آن را با نوای اعمال خود می سازیم.چقدر خوب است که ملودی زندگانی ما جاودانه باشد نه زود گذر.کافی است کمی خودمان را دریابیم.....همین وبس!!! 

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

منو انتخاب کن
تعداد بازديد : 313

غمُ دور کن از خودت...از غمت ميميرم

 

هر مسيري که بري....پشتِ تو راه ميرم

 

توو غم و شاديهات...روي من حساب کن

 

هرجاکه اسمِ منه......منو انتخاب کن

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

لحظه هاتون شکلاتی
تعداد بازديد : 237

درود عزیزای دلم

روز پنجشنبه تون بخیر و خوشی

زندگی درست مثل نقاشی کردن است؛

خطوط را با امید بکشید 

اشتباهات را با آرامش پاک کنید

قلم مو را در صبر غوطه ور کنید

و با عشق رنگ بزنید...

شب جمعتون سرشار از انرژی و اتفاق های خوب

عاشقتونم.مراقب دلای مهربونتون باشید♥

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

من کیم!
تعداد بازديد : 367

من ! یه موجود عجیب غریبم
مثل یه میوه ای که نا شناخته س
مث یه حیوون که کسی ندیدش
مثه یه برجی که کسی نساخته ش
یه موجود فضایی ام که شاید
یه روز بیام دنیارو نابود کنم
یه تابلو ایست م که شاید یروزی
تموم جاده هارو مسدود کنم
دنیا برای من ! یه جای تنگه
تنگه مثه یه قبر و یه توالت
وقتی بخوای بریینی توی دنیا
آب که نباشه می خوره توو حالت...
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

من یه موشم
تعداد بازديد : 222

هوا

صد در صد

آلوده ست

زمینم

دیگه

محکم 

نیست

خدا !

می گن رویِ

ابراست

ولی !

من 

هرچی گشتم 

نیست !!

من از وقتی

چشام باز شد

اذون ! (ازون) 

خوندن درِ

گوووشم

جهان

یه آزمایش گاهه !

 منم 

در نقش یه

موووشم !

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

مرگ به من نزدیک است
تعداد بازديد : 380

مرگ به من نزدیک است

سکوت می کنم

قهوه می خورم و نگاه میکنم به ته فنجان قهوه

زندگی چقدر تلخ است

مرگ به من نزدیک است

هربار می خوابم به بیدار نشدنم فکر می کنم

سالهاست می خوابم و بیدار می شوم

و هرروز فکر می کنم مرگ به من نزدیک است

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

فاصله ی عشق
تعداد بازديد : 236

فرقی نمی کنه دودی که مصرف میکنی سیگار باشه یا قلیون...
اما تو اون لحظه جای خالیشو پر میکنه.
تقصیر ما نیست می خواست باشه تا ما بودنشو بوسه بارون کنیم
نه اینکه خاطره هاشو دود کنیم...!!!
تو به احساست بیاموز نفس نکشد.
هوای دلها آلوده است...
اینجا فاصله ی یه عشق تا عشق بعدی یه نخ سیگار است...!!

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

بی تو
تعداد بازديد : 202

اینجا

بدون تو

چشمای من تره

هر کار می کنم

خوابم نمی بره !

اینجا

بدون تو 

دنیا

مرخصه

من 

گوشه گیر شدم

مرگم

مشخصه !

اینجا

بدون تو 

از قبر !

بدتره

پس

لعنتی

چرااا ؟!؟!

زمان نمی گذره !!

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

سلول های ما حرف میزنند
تعداد بازديد : 262

موسیقی

 

قدرت آفرینش دارد

 

قدرت رویاندن جوانه ها را

 

سلول های ما حرف می زنند

 

به زبان ما نه

 

با ما نه

 

با نت ها و سکوت ها

 

و بیچاره ها لال می مانند تمام عمر

 

اگر به موسیقی

 

زبان باز نکرده باشند هرگز

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس , موسیقی ,
تاریخ انتشار : ساعت:

روز عشق ایرانی
تعداد بازديد : 675

من نميفهمم كسايي كه ولنتاينو قبول دارن و واسه هم كادو ميگيرن چرا كريسمسو جشن نميگيرن ؟ چرا لباس ترسناك تو هالووين نميپوشن ؟اخه چرا جو ميگيردتون ؟بابا ما ايرانييم روزي كه واسه خودمونرو جشن بگيريمو كادو بگيريم
 

در ایران باستان یعنی ۲هزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریایی ها روزی موسوم به روز عشق(سپندارمذگان) بود
در تقویم زرتشتی ۵ اسفند و در تقویم جدید ایرانی ۲۹بهمن است
• ماتو خودمون توآیین زرتشت همچین روزی داریم.
 چرا تو روز خودمون این کارو نمی کنیم
نویسنده :
موضوع: ولنتاین ,
تاریخ انتشار : ساعت:

دوست داشتنت
تعداد بازديد : 186

    کـوتـاه مـی گـویـم
                                                 دوسـتَ ت دارم
                                                       ولی
                                                 کـوتـاه نـمـی آیم
                                                     از دوست
                                                     داشـتـنـت
نویسنده :
موضوع: عکسٌٍٍ مکث ,
تاریخ انتشار : ساعت:

به اندازۀ سگِ ولگردِ هدایت خسته ام
تعداد بازديد : 305

محکومم به حبس ابد درون خودم

شعرهایم را برای تو می نویسم 

برای تو که نیستی

دنیارا سیاه می بینم 

آنقدر سیاه که خودم را درون آیینه نمی بینم

من زنده هستم تا زندگی من را بکند

خسته ام آنقدر خسته که خسته از من خسته می شود

آغوشم هنوز بوی عطر تو را می دهد

تو دیگر نمی آیی و من می ترسم حمام بروم که مبادا

عطر تو از آغوشم بپرد

محکومم به تنهایی

به خودم

به خودزنی درون خاطره ها

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

این مردم:
تعداد بازديد : 287

از کاه کوه میسازن/کوهشونو کاه میکنن
به خودشون وقتی میرسی/میگن همه اشتباه میکنن
راه رفتنتو میبینن/میخونن گمراه تورو/قبل از اینکه قضاوت کنی با کفشاش دوقدم راه برووو
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

من اتفاقی بودم که افتاد و شکست...!
تعداد بازديد : 294

شکستم

ولی تیکه هام رو زمینه

درست وقتی رفت 

گریه کردم 

نذاشتم

نخواستم که اشکای من رو ببینه

نخواستم بمونه 

نگاش سمت من نیست

نه!خواستم بمونه

نخواست که بمونه 

نخواستم بفهمه 

نه!خواستم بفهمه

نخواست که بفهمه

ش ک س ت م

م

م.... 

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

انتظار
تعداد بازديد : 303

انتظار برای من یعنی کما یعنی برو یا که بیا ؟!

اما نمی دونم کجا !

باشه میرم فقط بهم بگو چرا ؟!

یه بادکنک توو آسمون  انتظار برای من تلخه بدون

خواهشا نگاه بکن به آسمون  حتی اگه یه روز برم 

توو کهکشون

خواهشا شعرامو دسته کم بخون

انتظار خیلی بده سخته بخوام حرف نزنم

فکرشو بکن یه روز برف بیادو به سمت تو برف نزنم

انتظار تلخه برام ! مثل یه سرباز شدم

که باید !

موهامو از ته بزنم

نمی تونم تورو از وجود و ریشه م بکنم

انتظار برای من یعنی کما  یعنی یه امپول هوا یعنی دلم می خواد برم  پیش خدا  تو هم ازم نپرس چرا من دارم می رم خدا...

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

شب شکسته
تعداد بازديد : 246

شب شکسته، شب سوزونده
شب همه ستاره هارو
من بریدم ،تو میترسی
ببین شب دوباره هارو
تیرگی این شب تار
حتی سایمونو بلعید 
به جز ما تدفین ماهو
کی توپنجه های شب دید
بیا بگذریم از این شب
برسیم به پشت ابرا
برسیم به حکم خورشید
همین امشب واسه فردا
نویسنده :
موضوع: عکسٌٍٍ مکث ,
تاریخ انتشار : ساعت:
ليست صفحات
تعداد صفحات : 7

ضیاموزیک

Banner corner : site parandehgharib.ir