close
تبلیغات در اینترنت
سایت رسمی امیرضیاء
به وب سایت رسمی امیر ضیاء خوش آمدید | پيشنهاد ميکنيم از انجمن سایت هم ديدن فرماييد | براي ارتباط با مدير سايت ميتوانيد از تلگرام 09199120652 استفاده نماييد
تارنمای امیرضیاء - 5 زیبایی فونت فارسی را با فونت من ببینید اضافه کردن به علاقه مندی ها
کدستان








تارنمای امیرضیاء
MY OFFECIAL WEB

ضیاموزیک

بچه ها سلام!

عيد رو تبريك نميگم چون حال و هوام پاييزيه . فصلا فقط يك تغييرن كه حاصل عشق بازيه كره ي زمينه . عيد يعني يك سال به مرگ نزديك تر شدن ، عيد يه اتفاقه كه ما رو فقط سرگرم مي كنه سرگرم خيلي چيزاي پوشالي در حالي كه اگر كمي دقت كنيم هيچ اتفاق خاص و ويژه اي نيست فقط عدد تغيير مي كنه و مثل يك لطيفه مي مونه كه مارو كمي سرگرم ميكنه و مي خندونه . حس خوبي ندارم به ساعت هايي كه تغيير ميكنن به ثانيه ها و دقايق و روزها و ...... سخته خوشحال بودن واقعي سخته دلت قرص باشه به اينده سخته باور كني سال جديد سال خوبي مي تونه باشه چون مي دونيم هيچ چيز نيست . دوست دارم خوشحال باشم اما نمي شه چون مي بينم اتفاقايي كه مي تونن خوشحالم كنن حتي اميد خوشحالي رو هم بهم نمي دن ... چون اميدي كه هست قبل تحويل سال خودش ميگه هيچ تغييري نيست هيچ تلاشي نيست و حتي دلگرمت نميكنه ، امسال سال عجيبي بود خيلي ها قلبمو شكستن خيلي ها خنجر زدن خيلي ها خيلي بدي ها كردن و و و و به قول محسن چاوشي خيلي دلم گرفته از خيليا .... من هم بد كردم دل شكستم و فقط اميدوارم بخشيده شم و اميدوارم در اينده تكرارشون نكنم .... سال نود و پنج بايد شكستت بدم و تمام تلاشمو مي كنم تا شكستش بدم هرچند سوررءال ترين اتفاقه

بازی ادامه دارد

نو شدن سال ، بازیِ عقربه و ثانیه است ..

برای به آخر رسیدن عمر من ..

نقش سیگار هم در این بازی پر رنگ است ،

سیگار میکشم و به سال جدید لبخند میزنم ،

 

یک سال دیگر هم گذشت ودر سال جدید هستیم اما هنوز بازی ادامه دارد !

گور بابای همتون

سنــــگ شدن دلــم آخـــرين سيـــن امســال بــود .
ديـــگه هيـــچ نگاهـــى دلــم رو نمـيــلـرزونــه .
گــــور بــابــای هـــمــتـــون

آقای چیز هرچند کلیشه‌ای، اما سالی نوهمراه با خوشکامی را برای دوستان و دشمنان خود آرزو می‌کند

یک نیایش نوروزی

 

پیشاپیش سال جدید را به دوستان مجازی گرامی تبریک عرض می کنم.

 

با آرزوی سالی بهتر همراه با شادی و امید و آسایش برای یکایک شما عزیزان

 

+بوی عید با صدای استاد رامزی

دوستان عزیزم ،زندگیتان پرازسلامتی ،عشق ،شادی وامید باد

مرد ها عاقل اند

مرد ها سیگار نمی کشند

دل ندارند، به کسی دل نمی بندند ...

مرد ها عاشق نمی شوند ...

مرد ها سبزی پاک می کنند و ظرف می شویند ... موهای سیاه بلندی که از پشت گوش رد شوند بنشینند روی شانه ... نه مرد ها این ها را دوست ندارند ...

مرد ها محال ست به خود کشی فکر کنند ...

مرد ها دیوانه و مغرور نیستند ...

حتی احمق هم ... نیستند ... مرد ها را نمیشناسی، استخوان وفا را که پرت کنی جلویشان، بی وفایی می کنند، مرد ها هم شبیه سگ ها ...

مرد ها قدر نشناسند ...

راستی حواست را جمع کن ...

به مردی نگویی دوستت دارم ... مرد ها از این جمله خیلی بدشان می آید ... مرد ها آه نمی کشند ...

حسادت نمی کنند ...

مرد ها ...

مرد ها میدانستی از قرمه سبزی خوششان نمی آید؟!

مرد ها ته کلاس نمی نشینند ...

چشم های سیاه را دوست ندارند ...

یک وقت مرد ها را در آغوش نکشی ...

اصلا دوست ندارند ... مرد ها از بوسیدن نفرت دارند ...

مرد ها شب ها زود می خوابند ...

مرد ها خیال پردازی نمی کنند ...

مرد ها تحمل دوری را دارند ...

مرد ها زود فراموش می کنند ...

دلتنگ نمی شوند ...

مرد ها خسته نیستند...

مرد ها نمی دانند چه مرگشان است ... این ها که تازه

نیست ...

حتی شنیده ام مرد ها که گریه هم نمی كنند

( اینجا بدون من ) * بر اساس ملودی *

یک شیشه الکل و / با قرص می خورم

با دوغ خونه گی / مستی مو می برم

اینجا بدون من / خوابم نمی بره

اینجا بدون من / زمان نمیگذره

اینجا بدون من / خورشید نمی تابه

جز من رو تختمون / هیچکی نمیخوابه

اینجا بدون من / دنیام خالیه

آرامش خونه / بی من خیالیه

اینجا بدون من / دنیا مرخصه

من گوشه گیر شدم / مرگم مشخصه 

اینجا بدون من / از قبر بدتره

پس لعنتی چرا / زمان نمی گذره 

اینجا بدون من / روزام تاریکه

حس میکنم مرگم / هر لحظه نزدیکه

یک شیشه الکل و / با قرص می خورم

با دوغ خونه گی / مستیمو می برم

روی ملودی نوشتم(سال پیش)

سالِ پیش این روزا

تو کنارم بودی

وقتی دیر می کردم

نگرانم بودی

سال پیش این موقع

هردوخوشبخت بودیم

زندگی دلچسب بود

دشمنِ غم بودی

خیلی دوست داشتم

نمیذاشتم هیچکسی حتی یه بار/ به تو بد نگا کنه

انقد عاشقت بودم /نمیذاشتم هیچکسی/اسمِ کوچیکِ تورو...صدا کنه

کیروش‌هراسی و کی‌روش‌دوستی

 
یه مربی آوردن(آقای  کف‌شاشیان) آخرش نفهمیدیم اسمش کارلوس کیروشه؟ کی‌روشه؟ کیه‌روشه؟ کی روشه؟ کیه؟ کیـــــــه؟ کی خط تیره روشه؟ کیرشهفه؟ کروشه؟ کوروشه؟ اسمش هم فیلتره!؟                                                                                                                                                                                                    
 
مهم‌ترین دستاورد حضور «کی‌روش» تو ایران این بود که تو سایت‌های ورزشی، «نیم‌فاصله» یه‌کم رواج پیدا کرد 
 

من عاشق بیرترک قیزاولمیشام

بوی بهشت میدی

زیبا مثه خورشید

با رقص موهات

بادبا عشق می خندید

موهاتو وا کردی

دنیا تنش لرزید

دریای بی موجی

آرامشت زیباست

لبخند تو مثل

تصویر یک رویاست

انقدر زیبایی

محو تماشاتم

لبخند بزن وقتی

من غرق چشماتم

چرا مهندس ها این قدر مهم هستند؟!

اگر یک پزشک اشتباه کند یک نفر می میرد؛
 
اگر یک مهندس اشتباه کند ده ها نفر؛
 
و اگر یک سیاستمدار اشتباه کند هزاران نفر؛
 
در مورد مردان خدا آمار رسمی ای وجود ندارد!
 
(گزین گویه از خودم!)
 همیشه برایم جالب بوده است که بدانم چرا مردم واژه ی مهندس را این قدر مهم فرض می کنند. البته در این که مهندس ها آدم های مهمی هستند شکی ندارم ولی آن اهمیتی که من به آنها میدهم با اهمیتی که مردم در خود واژه ی مهندس جستجو می کنند تفاوت دارد. مهندس گویا برای آنها واژه ای جادویی است که اگرچه کمتر از دکتر- به مفهوم پزشک- برای شان نماد پول است ولی در عین حال قدرت را برای شان تداعی می کند… قدرتی که از نیروی سازندگی پدید می آید. البته این بدین مفهوم نیست که آنها پزشکان را دوست ندارند البته که دوست دارند زیرا همه ی آنها نیز پزشک هستند و دلیل این که علیرغم پزشک بودن به یک پزشک واقعی رجوع می کنند این است که هر احمقی می داند هیچ پزشکی نمی تواند خودش را درمان کند! در حقیقت پزشکی دانشی است که بر خلاف تصور این دانشمندان زبان نفهم از پدر و مادر و عمه و خاله به ارث برده می شود و اگر کسی برای تحصیل این بدیهیات به دانشگاه می رود هدفش چیزی جز سرکیسه کردن مردم نیست. اما مهندس یک نابغه است زیرا می داند چگونه وسایلی را که آقاجون هم نمی تواند درست کند راه بیاندازد! اما این دکتر ها به هیچ چیزدست نمی زنند که نکند یک وقت دست شان کثیف شود.
 
تازه مهندس ها از کسانی که سیاست خوانده اند یا سیاستمدار هستند هم مهم ترند. زیرا:» سیاست که پدر و مادر ندارد و هر چی بی پدر و مادر است کار سیاسی می کند مگر این که مهندس باشد. اصلا سیاست که تحصیلات نمی خواد… اینهایی هم که میرن تو دانشگاه سیاست می خونن یا مهندسن که می خوان وزیر و وکیل بشن که البته خیلی خوبه یا یه مشت بچه قرتی دیوونه هستن که عاق والدین شده اند و به همین دلیل بی پدر و مادرن. مگه خانجون سیاست خونده بود که می گفت اینا به فکر جیب خودشون هستن؟ اون هم کی؟ بیست سال پیش که هنوز هیچکی جرات نداشت این حرف رو بزنه! حالا خانجون که برای خودش مخی بود… همین زری ورپریده که کلاس دومه… مگه اون روز نمی گفت چرا رییس جمهور زن نیست؟ البته غلط کرد و گه زیادی خورد ولی به هر حال یه روز یه چیزی میشه و جای خانجون رو می گیره. حالا از خودم تعریف نکنم خودم هم کم از سیاست سر در نمیارم آخه تو فامیل ما ارثیه.»
 
واقعیتش را بخواهید میان پزشکی و سیاست یک شباهت عمده و یک تفاوت بزرگ وجود دارد: شباهت آنها این است که همه ی انسان ها به طور ذاتی پزشک و سیاستمدار زاده می شوند. اما تفاوت آنها این است که در پزشکی چون علم به شمار می آید پزشکان به دلیل پیوستگی حرفه ای که با هم دارند از راهنمایی های یکدیگر سود می برند و به هم کمک می کنند برای داروهای بی مصرف موجود در کشوی کابینت مصارف دیگری نیز بیابند تا آن داروها خراب نشوند… مثلا برای ترک پاشنه ی پا می شود آمپی سیلین را با کمی برگ بابونه و ویتانین ث و زرده ی تخم مرغ قاطی کرد… و برای بی خوابی می توان دیازپام را با سوخته ی تریاک و آب قاطی کرد و توی کتری جوشاند! اما سیاست چون علم به شمار نمی آید و یک امر خصوصی است نباید به گفته ی دیگران محل سگ هم گذاشت چون اندازه ی الاغ هم نمی فهمند و فقط ادا در می آورند به ویژه اگر درس سیاست خوانده باشند که لابد ریگی در کفش دارند. البته چون سیاستمدار هستیم و می دانیم سیاست پدر و مادر ندارد نباید کسی را از خودمان برنجانیم پس وقتی آنها حرف می زنند ساکت می نشینیم و سرمان را تکان می دهیم که راست می گویی ولی ته دلمان فحشش می دهیم که چقدر زر مفت می زند… آن هم در حالی که ما که خودمان خدای سیاستیم و انگلستان را درس می دهیم، حضور داریم و فقط به خاطر مهمان نوازی چیزی نمی گوییم!
 
دوباره به این پرسش برگردیم که چرا مهندس ها مهم هستند… بی تردید آنها مهم نیستند چون می توانند انتگرال های چند گانه را حل کنند یا از استاتیک و مقاومت مصالح که چیزهای مزخرفی هستند و کسی نمی داند چرا یک مهندس باید وقتش را برای آنها هدر بدهد، سر در بیاورند. آنها مهم نیستند چون می توانند چیزهای جدید خلق کنند یا روش های نوینی بیابند. آنها مهم هستند چرا که اگر در یک مهمانی رسمی هم از آنها بخواهی چرخ خیاطی سینگر پنجاه سال پیش شما را درست کنند نه نمی گویند…  حتا اگر ندانند چرخ خیاطی چیست!