close
دانلود آهنگ جدید
Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ... - 5
به وب، اپ امیر ضیاء خوش اومدید | پيشنهاد ميکنیم اپ سایتم دانلود کنید | جهت تماس بامن لطفا به این شماره 5000247561 پیامک بزنید

Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ... - 5

درباره اپلیکیشن و سایت
Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ...
سلام من امیرضیا هستم طراح وب،اپ و کدنویس و... چه کاری میتونم براتون انجام بدم. من در حال حاضر برای کارهای آزاد در دسترس هستم. برای کارهای زیر میتونید رو من حساب کنید: 1-طراحی کاور موزیک 2-طراحی کارت ویزیت 3-طراحی پست اینستاگرام(محتواگذار اینستاگرام) 4-طراحی نرم افزار افزایش فالوور و لایک در اینستاگرام 5-طراحی استوری اینستاگرام 6-طراحی پست تلگرام وربات تلگرام 7-طراحی انواع سایت(فروشگاهی)و.. 8-طراحی انواع اپلیکیشن 9-طراحی لوگو ؛کاتالوگ؛هدر؛اسلایدر؛تراکت 10-طراحی بنر( متحرک تبلیغاتی،تلگرام،اینستاگرام) 11-منیجر وادمین سایت(محتوا گذارسایت) 12-طراحی و تولید محتوای پست های اینستاگرام و تلگرام 13-طراحی پنلsms اگر می خواهید یک وب سایت یا برنامه اندرویدی داشته باشید ، در صورت تمایل با من تماس بگیرید. یکی از نیازهای اصلی بلاگرها، داشتن اپلیکیشن اندروید است اگر می خواهید برای وبلاگ تون یه برنامه اندروید داشته باشید اونم خیلی مناسب و ارزان بامن تماس بگیرید تماس بامن از طریق پیامک5000247561واز طریق کامنت در همین سایت اطلاعات بیشتر درباره من و تماس با من در پروفایلم

ضیاموزیک

خدای من
تعداد بازديد : 556

شبی با خدایم صحبت میکردم 
خدایی که میپرستمش

خدایی که به من قدرت خدایی میدهد
خدایی که از خنده هایش خنده ام میگیرد
خدایی که سنگ صبور است
خدایی که وقتی غمم، غمش میگیرد
خدایی که دور نیست ،در قلبم است نزدیک تر از رگ کردن
خدایی که میشود دیدش
خدایی که میشود لمسش کرد

خدایی که همه ی وجودش را اورده در وجود من
خدایی از جنس خودم
خدایی از جنس آدم

هیچ میدانید
بعضی از آدمها لایق پرستش هستند
مثله عشقت
ایـــــــــــــــــن خـــــــــــدای مـــــــــــــن اســـــــــــــــت
ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

با آرزوی شادی در شب یلدا
تعداد بازديد : 353

«یکی» گفت : برنامت واسه شب یلدا چیه؟

«اون یکی» گفت :با فامیل دور هم جمع میشیم،

ببینیم میتونیم واسه  بحران سوریه راه حل پیدا کنیم

یا نه؟

 

در آستانه شب یلدا؛

 

انار و هندوانه و آجیل و پفک و فال؛

ذکر عوام شده : فال میگیرم فالِ پشه / میخواد بشه،میخواد نشه.

پس جرا ذکر ما نشود؟

 

با نیت "معشوقه" فال حافظ گرفتم و این اومد:

 

هر کسی پنج روز نوبت اوست

 

 حساب کردم سالی شد هفتاد و سه نفر.

 

                                                                                 ای وای... ای وای...

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

جیک جیک مستان
تعداد بازديد : 223

گنجیشکه در حالی که از سرما و گشنگی می‌لرزید رفت سراغ مورچه‌ها و گفت مورچه‌ها از اون گندم‌هایی که تابستون ذخیره کردین به من هم میدین؟  مورچه‌ها گفتن وقتی جیک‌جیک مستونت بود فکر زمستونت بود؟ گنجیشکه گفت خفه شین بابا… مثلا خواستیم متمدن باشیم! یک دقیقه بعد با شکمی پر از مورچه دوباره زد زیر آواز!

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

برای تو
تعداد بازديد : 235

 

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ...

 

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ و ساز و موسیقی می چکد برای تو....

 

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم، لمس کن این با تو نبودنها را....

 

. دلم لک زده بود....برای بودن و حرف های خودمانی...

 

چه خوب که، هستید و سالمید ....

 

اتفاقات خوبی در راه است ...

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

یلدا
تعداد بازديد : 266

ایران باستان و فرهنگ ایرانی، سراسر جشن و سرور و شادمانی بوده است، نیاکان ما به بهانه های گوناگونی به پایکوبی و رقص و آواز می پرداختند و روزهای بسیاری را در طولِ سال، به منظور جشن گرفتن و دور هم جمع شدن، برگزیده بودند.

از آن همه زیبایی و شادمانی برای ما فقط چند روز انگشت شمار باقی مانده که از آن ها می توان به نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، جشن چهارشنبه سوری و شب یلدا اشاره نمود. سایر روزهای شادمانی ما شوربختانه به دست فراموشی سپرده شده و یا به دلیل تهاجم فرهنگی بسیار، از حمله اعراب گرفته تا مغولان و تُرکان خونخوار، از میان رفته است.

 

حال پاسداشت و نگاهداری از این آیین بر جای مانده از نیاکان مان، یک وظیفه ملی است که تمامی ایرانیان در برابر این مهم مسئول می باشند. ما وظیفه داریم که این فرهنگ زیبا و دوست داشتنی را به نسل های پس از خود منتقل نموده و ریشه های فرهنگی خود را حفظ نماییم.
- شب یلدا، یک بهانه برای عشق ورزیدن:

شب یلدا  یعنی بلند ترین شب سال، برابر با شب پایان سی ام آذر و شب اول زمستان، نزدیک است. این شب در  تاریخ  مسیحی با شب ۲۱ دسامبر، برابر می شود.



یلدا یکی از زیباترین جشن های ملی و شادی بخش ایرانی است، جشنی که آوازه اش به گوش جهانیان رسیده و هزاران سال پیش، از ایران ما، به روم باستان و اروپا نیز صادر شده است و گوشه هایی از این آیین زیبا، در مراسم کریسمس و جشن زادروز مسیح قابل لمس و مشاهده است. یلدا سبب گرمی خانواده و بهبود روابط میان دوستان و آشنایان و یادی از گذشته ها و خاطرات زیبا می گردد.

یلدا مایه نشاط و سبب خرسندی تمامی ایران می شود چرا که همگان دور هم جمع شده و شب را با مسرت و دلخوشی به صبح می رسانند. یلدا به غم ها و تلخی ها پایانی شیرین داده و به اعضای یک خانواده، یک فرصت دوباره برای بهتر کنار هم بودن و درک کردن یکدیگر را می دهد.

یلدا، جشن عشق و مهرورزی است، در شب یلدا از بزرگان و مشاهیر ایران زمین یاد می گردد، ، همه می خواهند از بابک و کوروش و آرش بشنوند. بزرگ فامیل، قصه هایی از شاهنامه می گوید و سری هم به حضرت حافظ و غزلیات دلنشین شان می زنند.

یلدا شب تمدید پیمان های دوستی و انسان دوستی است، یلدا که می آید، همه عاشق یکدیگر می شوند، گویی که رازی نهان در پس این آیین و فرهنگ هفت هزار ساله، چون سحری دل فریب وجود دارد که در آن شب همه لبخند می زنند و می رقصند و فارغ از غم های دنیا، تلاش می کنند تا مراسم به زیبایی هر چه تمام تر به پایان برسد.

راستی شب یلدا که از راه می رسد، فکری نیز به حال کودکان کار کنیم، بیایید آن ها را نیز در جشن یلدای خود شریک کنیم، مگر چه می شود که آن ها نیز یک شب خوشحال و خندان باشند؟ کودکان بی سرپناه و درمانده را، دریابیم و در آغوش شان بکشیم و به آنان محبت کنیم، نه فقط در شب یلدا بلکه در تمامی روزها و ماه های سال، یلدا یک بهانه برای ایجاد روابط دوستانه و انسانی با دیگران است.



یلدا می آید و هنوز خیلی ها، هر لحظه از زندگی شان با سختی و تلخی می گذرد و مدام چشم های شان گریان است، بیایید برای یک شب هم که شده، همه در کنار یکدیگر، تلاش کنیم تا دیگران را شاد کنیم، هر کس که گمان می کنیم غمی دارد را، به شادی و نشاط دعوت کنید و دست نیازمندان را بگیریم. بیایید طوری یلدا را بگذارنیم که وقتی رفت، تا آمدن سال دیگرش، خاطرات خوشی که برای دیگران و به خصوص تهی دستان ساخته ایم را، هر لحظه همراه داشته باشیم.

ادامه مطلب
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

F U Fellow
تعداد بازديد : 322

رفیق یادته سر کلاس انشا با چه آب و تابی می‌نوشتی می‌خواهی پزشک شوی تا به جامعه‌ات خدمت کنی؟ می‌دانم پزشک شده‌ای، می‌دانم تقریبا معروف هستی و باز می‌دانم ثروت اندکی نیز اندوخته‌ای. برایت خوشحالم ولی امروز که عکس آن کودک4ساله را دیدم که بخاطر بی پولی بخیه های چانه اش را شکافتی  یادم آمد از سر کلاس انشا چیزی به تو بدهکارم: فاک یو رفیق

نویسنده :
موضوع: عکسٌٍٍ مکث ,
تاریخ انتشار : ساعت:

تحول
تعداد بازديد : 382

تو ماشین داشتم،یک از این آهنگای رپی که در و دافشون رو

 

 به رخت میکشن گوش میدادم که یدفه چشمم افتاد به یه تک مصرع

 

 معروف ازآهنگ حمیرا پشت یه کامیون :

 

شاید امشب به طلوع صبح فردا نرسه

 

+عجیب یه حالی شدما

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

آه! اگر موسیقی نبود چه بر سر جهان میآمد؟
تعداد بازديد : 262

آن لطف وتغییر حالتی که بیهوده در عشق و سفر می جوییم، موسیقی به ما می دهد.مارسل پروست

موسیقی ،صدای خداست.ابن سینا

تنها دلیل من برای اثبات وجود خداوند، موسیقی بود ....!ونه گات

نویسنده :
موضوع: موسیقی ,
تاریخ انتشار : ساعت:

برف
تعداد بازديد : 247

صدای پایش آرام آرام به گوشم می رسد

.

گونه ام را بوسید

نم نم

از گوشه چشمم نشست

.

باز هم خاطراتم زنده شد

.

"من و تو به یاد ان برف

یا شاید

به یاد تو ،من و ان برف"

.

فرقی نمی کند

چه در کنارم باشی

چه در کنارش باشی

 

زیر برف 

بی اغوش 

یاد تو

ان کلبه گرم

مرا سرما برد !

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

رخنه در او
تعداد بازديد : 227

گفت كه دختر خورشيدم و

 

بيزار از خورشيد

 

گوش هايش را بوسيدم

 

و چقدر موهايش

 

بوي خورشيد مي داد

 

گفت كه دختر ابرم و

 

در آرزوي ابر

 

مژه هايش را بوسيدم

 

و چقدر چشمانش

 

در پس ابر پنهان بود

 

گفت كه دختر بارانم و

 

چشم به راه باران

 

اشك هايش را بوسيدم

 

و چقدر لب هايش

 

شادابي باران داشت

 

+++

 

گفت كه دختر برفم و

 

سرد همچون برف

 

سينه اش را بوسيدم

 

و چقدر اندامش

 

همچون پناهگاهي از برف

 

سپيد و گرم بود

 

گفت: نه!

 

گفتم كه به افتخار برف!

 

و در او محو شدم.

نویسنده :
موضوع: عکسٌٍٍ مکث ,
تاریخ انتشار : ساعت:

به تو رسیدن
تعداد بازديد : 236

دوربین

جاده

من...

می آیم تا به تو برسم

حتما جایی باید باشی

پشت یک احساس...

کنار یک کوه دلتنگی

یا دریایی که تو را در

جزر و مد دوست داشتنش غرق کرده...

من و تو...

یک عکس دونفره به این دنیا بدهکاریم...

حاضری؟؟؟

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

عروس دریایی
تعداد بازديد : 275

تو آموزش غواصي حرفه اي مهمترين مطلب اينه كه

طرف بفهمه وقتي تو عمق هاي زياد عروس دريايي رو ديد

نبايد وايسه نگاش كنه و بايد بياد بالا

همين مطلب ساده بيشترين علت مرگ غواص هاست

ميگن تو عمق هاي خيلي خيلي زياد يه هو اون مياد سراغت

عروس دريایي

ميگن اينقدر دور و برت مي رقصه كه يادت ميره كجايي

ميگن زيبايي اونطوريه كه انگار تو دوربينا نشون داده نميشه

ميگن هر چقدر هم كه برات گفته باشن انگار نه انگار

بازم برات

زيباست و اينقدر محو زيباييش ميشي كه يادت ميره كپسول داري

اگه غواصه ديگه خيلي عقلش كار كنه و يه طوري دل بكنه

اينقدر عمق زياده كه طرف تا بياد بالا اكسيژن تموم ميشه

 

تو عميقي دختر

می ارزه مُردن

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

بن بست
تعداد بازديد : 718

مرگ هنگامیست
که بخواهی بیافرینی، اما دنیایی نیست
بخواهی عشق بورزی، اما قلبی نیست
بخواهی بنوشی، اما جامی‌ نیست
بخواهی زمزمه کنی‌، اما هوایی نیست
مرگ جایی‌ است
که من هستم
تو هستی‌
ما هستیم
اما صدای آشنایی‌ نیست
شعری از : آوا کوه بر
نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

کی باشد و کی ؟؟
تعداد بازديد : 1117

کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی ؟
من باشم و وی باشد و می باشد و نی !
من گه لب وی بوسم و وی گه لب من .....
من مست ز وی باشم و وی مست زمی!

؟؟

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

درباره حافظ
تعداد بازديد : 218

نیچه به حافظ

میخانه ای که تو برای خویش

پی افکنده ای

فراخ تر ازهر خانه ایست

جهان از سرکشیدن می ئی

که تو در اندرون آن می اندازی،

ناتوان است.

پرنده ای،که روزگاری ققنوس بود

درضیافت توست

موشی که کوهی را بزاد

خود گویا تویی!

 

توهمه ای،تو هیچی

میخانه ای،می یی

ققنوسی،کوهی و موشی،

درخود فرو می روی ابدی،

از خود می پروازی ابدی،

رخشندگی ِ همه ی ژرفاها.

 

و مستیِ همه ی مستانی

-تو و شراب؟

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

رخنه در من!
تعداد بازديد : 238

كنار همون جاده ي سبز


كه يه روز تو خواب ديدم


يه كوره راهه رنگ شراب


شرابي كه يه شب


آبيه


يه شب بنفش


ته كوره راه


يه حباب


اندازه ي آرزو هام


مثل قاصدكي بي پيغام


توي هوا


سرگردونه.


در سرد ترين نقطه ي حباب


يه جاييه- كه جايي نيست


يه چيزيه- كه چيزي نيست.


+++


بـــــه درك…


اگه همه شو قبول داري


بهت ميگم…


با تموم وجود ميگم:


دلبرم به كاخ ديو خوش اومدي!

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

کتاب
تعداد بازديد : 365

کتاب همون چیزی نیست که با دمپایی ابری و کاه قاطی می کنن و میدن گوسفندا بخورن پروار بشن؟! میگن خیلی خاصیت داره

 

اسمش اینه که در ایران کتاب چاپ میشه… بیشتر این کتاب ها، درسی هستند یا کمک آموزشی. تازه همین ها هم تیراژی بالای پنج هزار ندارند. بقیه کتاب ها که تیراژشان به زحمت به دو هزار می رسد… برای یک کشور هشتاد میلیون نفری با این همه مردم که ادعای باسوادی دارند این تیراژ شرم آور نیست، تهوع آور است… دست همه تان درد نکند!

نویسنده :
موضوع: نینیمال ,
تاریخ انتشار : ساعت:

روزهای خوب: چس ناله ای قدیمی
تعداد بازديد : 205

امروز آمدي

پس از سال ها

درست هنگامي كه در سكوت

فرياد مي كردم

(( با تو بودن خيلي وقته كه گذشته ))

امروز آمدي

پس از سال ها

پس از قرن ها

با لبخندي بر لب.

در ميان ماشين ها

چشمانت مرا جستجو مي كرد

و من در كنارت بودم

بي آن كه بداني.

امروز غنچه ي سرخي كه بر لبانم كاشتي

بوي گل هاي شكفته مي داد

امروز اسارت نا خواسته اي

كه در آغوشت داشتم

شادي صد آزادي داشت.

امروز پس از

سال ها…قرن ها

چشمانت مرا مي ديد

و دلت براي من

مي تپيد.

روزهاي خوب

روز هاي شادمانه

روز هاي زندگي

روز هاي خوب

اگر چه شب باشند

با تو آغاز مي شوند

با تو

همان گاه كه خودت هستي

– نه آن كسي

كه من او را نمي شناسم.

روز هاي خوب

با تو آغاز مي شوند

با لبخندي كه صورتت را مي پوشاند

با چشم هايي كه از شادي مي درخشند

با دست هاي مهربانت

با شيطنت هاي پنهانت

روز هاي خوب

اگرچه شب باشند

با تو به پايان مي رسند

با بوسه هاي وداع.

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

قافیه!
تعداد بازديد : 254

ما بدبخت قافیه ها شدیم از وقتی که برای جور شدن وزن و آهنگ شعرمان
بلندی موی معشوقه مان را به شب یلدا رنگ چشمانش را به رنگ عسل
و طمع لبانش را شیرین همچون نقل ونبات و  قامتش را همچون سرو
 تشبیه نمودیم.غافل از آنکه معشوقه مان هیچکدام از اینها را نداشت.
نویسنده :
موضوع: نینیمال ,
تاریخ انتشار : ساعت:

در میان دو بوسه
تعداد بازديد : 241

http://8pic.ir/images/08199307649067690446.jpg

دوستم داشت و

ديوانه ي لب هايم بود؛

دوستم داشت و

به گاه نفس تازه كردن

در ميان دو بوسه

در گوشم نجوا مي كرد كه:

لب هايت شيرين است.

و من،

در آرامش ميان دو بوسه

- در هزار توي خويش -

نجوا مي كردم كه:

چه تلخ است لب هايش.

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

راهنمای مشاغل در زبان عامیانه‌ی ایرانی
تعداد بازديد : 170

قصاب: مرتیکه ی چاقوکش

کارگر: مرتیکه‌ی حمّال

فروشنده‌ی خدمات یا کالا: مرتیکه‌ی دلّال

آرایشگر: زنیکه‌ی فاحشه

ورزشکار: مرتیکه‌ی تنه‌لش

بازرگان: مرتیکه‌ی دزد

مهندس راه و ساختمان: مرتیکه‌ی عمله

پزشک: مرتیکه‌ی قاتل

طنزپرداز: مرتیکه‌ی دلقک

نوازنده: مرتیکه‌ی مطرب

شاعر: مرتیکه‌ی بیعار

دانشمند: مرتیکه‌ی بیکار

فیلسوف: مرتیکه‌ی کس‌خل

سخن‌ور: مرتیکه‌ی ورّاج

منتقد: مرتیکه‌ی عقده‌یی

قاضی: مرتیکه‌ی بی‌وجدان

سیاستمدار: مرتیکه‌ی حرومزاده
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:
ليست صفحات
تعداد صفحات : 7

ضیاموزیک

Banner corner : site parandehgharib.ir