close
تبلیغات در اینترنت
سایت رسمی امیرضیاء
به وب سایت رسمی امیر ضیاء خوش آمدید | پيشنهاد ميکنيم از انجمن سایت هم ديدن فرماييد | براي ارتباط با مدير سايت ميتوانيد از تلگرام 09199120652 استفاده نماييد
تارنمای امیرضیاء - 6 زیبایی فونت فارسی را با فونت من ببینید اضافه کردن به علاقه مندی ها
کدستان








تارنمای امیرضیاء
MY OFFECIAL WEB

ضیاموزیک

چرا مهندس ها این قدر مهم هستند؟!

اگر یک پزشک اشتباه کند یک نفر می میرد؛
 
اگر یک مهندس اشتباه کند ده ها نفر؛
 
و اگر یک سیاستمدار اشتباه کند هزاران نفر؛
 
در مورد مردان خدا آمار رسمی ای وجود ندارد!
 
(گزین گویه از خودم!)
 همیشه برایم جالب بوده است که بدانم چرا مردم واژه ی مهندس را این قدر مهم فرض می کنند. البته در این که مهندس ها آدم های مهمی هستند شکی ندارم ولی آن اهمیتی که من به آنها میدهم با اهمیتی که مردم در خود واژه ی مهندس جستجو می کنند تفاوت دارد. مهندس گویا برای آنها واژه ای جادویی است که اگرچه کمتر از دکتر- به مفهوم پزشک- برای شان نماد پول است ولی در عین حال قدرت را برای شان تداعی می کند… قدرتی که از نیروی سازندگی پدید می آید. البته این بدین مفهوم نیست که آنها پزشکان را دوست ندارند البته که دوست دارند زیرا همه ی آنها نیز پزشک هستند و دلیل این که علیرغم پزشک بودن به یک پزشک واقعی رجوع می کنند این است که هر احمقی می داند هیچ پزشکی نمی تواند خودش را درمان کند! در حقیقت پزشکی دانشی است که بر خلاف تصور این دانشمندان زبان نفهم از پدر و مادر و عمه و خاله به ارث برده می شود و اگر کسی برای تحصیل این بدیهیات به دانشگاه می رود هدفش چیزی جز سرکیسه کردن مردم نیست. اما مهندس یک نابغه است زیرا می داند چگونه وسایلی را که آقاجون هم نمی تواند درست کند راه بیاندازد! اما این دکتر ها به هیچ چیزدست نمی زنند که نکند یک وقت دست شان کثیف شود.
 
تازه مهندس ها از کسانی که سیاست خوانده اند یا سیاستمدار هستند هم مهم ترند. زیرا:» سیاست که پدر و مادر ندارد و هر چی بی پدر و مادر است کار سیاسی می کند مگر این که مهندس باشد. اصلا سیاست که تحصیلات نمی خواد… اینهایی هم که میرن تو دانشگاه سیاست می خونن یا مهندسن که می خوان وزیر و وکیل بشن که البته خیلی خوبه یا یه مشت بچه قرتی دیوونه هستن که عاق والدین شده اند و به همین دلیل بی پدر و مادرن. مگه خانجون سیاست خونده بود که می گفت اینا به فکر جیب خودشون هستن؟ اون هم کی؟ بیست سال پیش که هنوز هیچکی جرات نداشت این حرف رو بزنه! حالا خانجون که برای خودش مخی بود… همین زری ورپریده که کلاس دومه… مگه اون روز نمی گفت چرا رییس جمهور زن نیست؟ البته غلط کرد و گه زیادی خورد ولی به هر حال یه روز یه چیزی میشه و جای خانجون رو می گیره. حالا از خودم تعریف نکنم خودم هم کم از سیاست سر در نمیارم آخه تو فامیل ما ارثیه.»
 
واقعیتش را بخواهید میان پزشکی و سیاست یک شباهت عمده و یک تفاوت بزرگ وجود دارد: شباهت آنها این است که همه ی انسان ها به طور ذاتی پزشک و سیاستمدار زاده می شوند. اما تفاوت آنها این است که در پزشکی چون علم به شمار می آید پزشکان به دلیل پیوستگی حرفه ای که با هم دارند از راهنمایی های یکدیگر سود می برند و به هم کمک می کنند برای داروهای بی مصرف موجود در کشوی کابینت مصارف دیگری نیز بیابند تا آن داروها خراب نشوند… مثلا برای ترک پاشنه ی پا می شود آمپی سیلین را با کمی برگ بابونه و ویتانین ث و زرده ی تخم مرغ قاطی کرد… و برای بی خوابی می توان دیازپام را با سوخته ی تریاک و آب قاطی کرد و توی کتری جوشاند! اما سیاست چون علم به شمار نمی آید و یک امر خصوصی است نباید به گفته ی دیگران محل سگ هم گذاشت چون اندازه ی الاغ هم نمی فهمند و فقط ادا در می آورند به ویژه اگر درس سیاست خوانده باشند که لابد ریگی در کفش دارند. البته چون سیاستمدار هستیم و می دانیم سیاست پدر و مادر ندارد نباید کسی را از خودمان برنجانیم پس وقتی آنها حرف می زنند ساکت می نشینیم و سرمان را تکان می دهیم که راست می گویی ولی ته دلمان فحشش می دهیم که چقدر زر مفت می زند… آن هم در حالی که ما که خودمان خدای سیاستیم و انگلستان را درس می دهیم، حضور داریم و فقط به خاطر مهمان نوازی چیزی نمی گوییم!
 
دوباره به این پرسش برگردیم که چرا مهندس ها مهم هستند… بی تردید آنها مهم نیستند چون می توانند انتگرال های چند گانه را حل کنند یا از استاتیک و مقاومت مصالح که چیزهای مزخرفی هستند و کسی نمی داند چرا یک مهندس باید وقتش را برای آنها هدر بدهد، سر در بیاورند. آنها مهم نیستند چون می توانند چیزهای جدید خلق کنند یا روش های نوینی بیابند. آنها مهم هستند چرا که اگر در یک مهمانی رسمی هم از آنها بخواهی چرخ خیاطی سینگر پنجاه سال پیش شما را درست کنند نه نمی گویند…  حتا اگر ندانند چرخ خیاطی چیست!

عاشقتم روانی

دیوونه من دیوونه بازیاتو دوس دارم 
گمشو بیا پیشم کثافت دوستت دارم
تو آرزوی بیست و چند سال زندگیم بودی
از اسمون وقتی نباشی سخت بیزارم
بارون و دوس دارم کنار تو با دلشوره
مثل دوتا دیوونه بدوییم زیر بارون
باهم که باشیم اونقده دیوونه هستیم که
باهم برقصیم لخت توی شهر و تو میدون
من بیست و چندسال زندگیمو باتو دور ریختم
چون تازه فهمیدم که دیوونه شدن خووبه
دیوونگی کن تا منم دیوونه تر باشم
آغوش من روی تن تو سخت مصلوبه

تورو جون من

تورو جون من
موهاتو نبند
بشین روبروم
بخند و بخند
بشین و بخند
که حالم خوشه
شرابیه موهات
منو می کشه
بشین و من و
ببر تو هوات
چقدر روو مخه
رژ ِ روو لبات
بهم خیره شو
تا دیوونه شم
چشاتو نبند
که بی خونه شم
تو باشی خوشم
توو لذت گمم
نباشی ! نمی شه !
زمین می خورم
یشین روبروم ـ باهام حرف بزن ِ دلم حرف می خواد
نگاهم نکن ِ دارم گُر می گیرم ِ دلم برف می خواد

happy valentine

بسلامتی همه دوستای عاشق همه ی عزیزانی که بدون عشق نمی توننن زندگی کنن حتی اگه تنهاباشن  چه عشق زمینی و چه عشق به خدا

 به سلامتی همه ی اون عزیزانی که دارن بد و بیراه می گن به من که چرا این پست رو زدم و یادشون انداختم که ولنتاین نزدیکه و به سلامتی همه عزیزانی که از الان به فکر سورپرایز ولنتاینن،زیاد سخت نگیرید واسه هدیه ،یه کم، به فکر طرفتون باشید حتما نیاز نیست مادی باشه ، می تونه تجدید اثبات صادقانه ی تعهد و هم قسم شدن باشه ، و به سلامتی همه اونایی که از حرارت عشق زمینی به عشق به خدا رسیدن و به سلامتی همه ی دوستایی که مثه خودم خاطرشون تنهاست و با عشق به خونواده و کار و زندگی و خدا دارن می گذرونن ، یادتون باشه اولین کسی که تبریک گفت بهتون من بودم 

زندگی

زندگی ترنم یک ملودیست ،که ما آن را با نوای اعمال خود می سازیم.چقدر خوب است که ملودی زندگانی ما جاودانه باشد نه زود گذر.کافی است کمی خودمان را دریابیم.....همین وبس!!! 

منو انتخاب کن

غمُ دور کن از خودت...از غمت ميميرم

 

هر مسيري که بري....پشتِ تو راه ميرم

 

توو غم و شاديهات...روي من حساب کن

 

هرجاکه اسمِ منه......منو انتخاب کن