به وب، اپ امیر ضیاء خوش اومدید | پيشنهاد ميکنیم اپ سایتم دانلود کنید | جهت تماس بامن لطفا به این شماره 5000247561 پیامک بزنید

Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ... - 7

درباره اپلیکیشن و سایت
Hi, I'm amir Zia WEB DESIGNER, CODER, ...
سلام من امیرضیا هستم طراح وب،اپ و کدنویس و... چه کاری میتونم براتون انجام بدم. من در حال حاضر برای کارهای آزاد در دسترس هستم. برای کارهای زیر میتونید رو من حساب کنید: 1-طراحی کاور موزیک 2-طراحی کارت ویزیت 3-طراحی پست اینستاگرام(محتواگذار اینستاگرام) 4-طراحی نرم افزار افزایش فالوور و لایک در اینستاگرام 5-طراحی استوری اینستاگرام 6-طراحی پست تلگرام وربات تلگرام 7-طراحی انواع سایت(فروشگاهی)و.. 8-طراحی انواع اپلیکیشن 9-طراحی لوگو ؛کاتالوگ؛هدر؛اسلایدر؛تراکت 10-طراحی بنر( متحرک تبلیغاتی،تلگرام،اینستاگرام) 11-منیجر وادمین سایت(محتوا گذارسایت) 12-طراحی و تولید محتوای پست های اینستاگرام و تلگرام 13-طراحی پنلsms اگر می خواهید یک وب سایت یا برنامه اندرویدی داشته باشید ، در صورت تمایل با من تماس بگیرید. یکی از نیازهای اصلی بلاگرها، داشتن اپلیکیشن اندروید است اگر می خواهید برای وبلاگ تون یه برنامه اندروید داشته باشید اونم خیلی مناسب و ارزان بامن تماس بگیرید تماس بامن از طریق پیامک5000247561واز طریق کامنت در همین سایت اطلاعات بیشتر درباره من و تماس با من در پروفایلم

ضیاموزیک

موسیقی سنتی
تعداد بازديد : 398

نمیشه وسط موسیقی سنتی ایرانی دیلینگ دیلینگ تار و سه تار، و تلق و تلوق دف، و عربده‌کشی خواننده نباشه؟!cafe-webniaz.ircafe-webniaz.ircafe-webniaz.ir

مجسمه های سیمی توسط Gavin Worth

مجسمه های سیمی توسط Gavin Worth

نویسنده :
موضوع: موسیقی ,
تاریخ انتشار : ساعت:

برف
تعداد بازديد : 308

صدای پایش آرام آرام به گوشم می رسد

.

گونه ام را بوسید

نم نم

از گوشه چشمم نشست

.

باز هم خاطراتم زنده شد

.

"من و تو به یاد ان برف

یا شاید

به یاد تو ،من و ان برف"

.

فرقی نمی کند

چه در کنارم باشی

چه در کنارش باشی

 

زیر برف 

بی اغوش 

یاد تو

ان کلبه گرم

مرا سرما برد !

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

رخنه در او
تعداد بازديد : 281

گفت كه دختر خورشيدم و

 

بيزار از خورشيد

 

گوش هايش را بوسيدم

 

و چقدر موهايش

 

بوي خورشيد مي داد

 

گفت كه دختر ابرم و

 

در آرزوي ابر

 

مژه هايش را بوسيدم

 

و چقدر چشمانش

 

در پس ابر پنهان بود

 

گفت كه دختر بارانم و

 

چشم به راه باران

 

اشك هايش را بوسيدم

 

و چقدر لب هايش

 

شادابي باران داشت

 

+++

 

گفت كه دختر برفم و

 

سرد همچون برف

 

سينه اش را بوسيدم

 

و چقدر اندامش

 

همچون پناهگاهي از برف

 

سپيد و گرم بود

 

گفت: نه!

 

گفتم كه به افتخار برف!

 

و در او محو شدم.

نویسنده :
موضوع: عکسٌٍٍ مکث ,
تاریخ انتشار : ساعت:

به تو رسیدن
تعداد بازديد : 273

دوربین

جاده

من...

می آیم تا به تو برسم

حتما جایی باید باشی

پشت یک احساس...

کنار یک کوه دلتنگی

یا دریایی که تو را در

جزر و مد دوست داشتنش غرق کرده...

من و تو...

یک عکس دونفره به این دنیا بدهکاریم...

حاضری؟؟؟

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

عروس دریایی
تعداد بازديد : 347

تو آموزش غواصي حرفه اي مهمترين مطلب اينه كه

طرف بفهمه وقتي تو عمق هاي زياد عروس دريايي رو ديد

نبايد وايسه نگاش كنه و بايد بياد بالا

همين مطلب ساده بيشترين علت مرگ غواص هاست

ميگن تو عمق هاي خيلي خيلي زياد يه هو اون مياد سراغت

عروس دريایي

ميگن اينقدر دور و برت مي رقصه كه يادت ميره كجايي

ميگن زيبايي اونطوريه كه انگار تو دوربينا نشون داده نميشه

ميگن هر چقدر هم كه برات گفته باشن انگار نه انگار

بازم برات

زيباست و اينقدر محو زيباييش ميشي كه يادت ميره كپسول داري

اگه غواصه ديگه خيلي عقلش كار كنه و يه طوري دل بكنه

اينقدر عمق زياده كه طرف تا بياد بالا اكسيژن تموم ميشه

 

تو عميقي دختر

می ارزه مُردن

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

بن بست
تعداد بازديد : 1005

مرگ هنگامیست
که بخواهی بیافرینی، اما دنیایی نیست
بخواهی عشق بورزی، اما قلبی نیست
بخواهی بنوشی، اما جامی‌ نیست
بخواهی زمزمه کنی‌، اما هوایی نیست
مرگ جایی‌ است
که من هستم
تو هستی‌
ما هستیم
اما صدای آشنایی‌ نیست
شعری از : آوا کوه بر
نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

کی باشد و کی ؟؟
تعداد بازديد : 1217

کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی ؟
من باشم و وی باشد و می باشد و نی !
من گه لب وی بوسم و وی گه لب من .....
من مست ز وی باشم و وی مست زمی!

؟؟

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

درباره حافظ
تعداد بازديد : 270

نیچه به حافظ

میخانه ای که تو برای خویش

پی افکنده ای

فراخ تر ازهر خانه ایست

جهان از سرکشیدن می ئی

که تو در اندرون آن می اندازی،

ناتوان است.

پرنده ای،که روزگاری ققنوس بود

درضیافت توست

موشی که کوهی را بزاد

خود گویا تویی!

 

توهمه ای،تو هیچی

میخانه ای،می یی

ققنوسی،کوهی و موشی،

درخود فرو می روی ابدی،

از خود می پروازی ابدی،

رخشندگی ِ همه ی ژرفاها.

 

و مستیِ همه ی مستانی

-تو و شراب؟

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

رخنه در من!
تعداد بازديد : 290

كنار همون جاده ي سبز


كه يه روز تو خواب ديدم


يه كوره راهه رنگ شراب


شرابي كه يه شب


آبيه


يه شب بنفش


ته كوره راه


يه حباب


اندازه ي آرزو هام


مثل قاصدكي بي پيغام


توي هوا


سرگردونه.


در سرد ترين نقطه ي حباب


يه جاييه- كه جايي نيست


يه چيزيه- كه چيزي نيست.


+++


بـــــه درك…


اگه همه شو قبول داري


بهت ميگم…


با تموم وجود ميگم:


دلبرم به كاخ ديو خوش اومدي!

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

کتاب
تعداد بازديد : 413

کتاب همون چیزی نیست که با دمپایی ابری و کاه قاطی می کنن و میدن گوسفندا بخورن پروار بشن؟! میگن خیلی خاصیت داره

 

اسمش اینه که در ایران کتاب چاپ میشه… بیشتر این کتاب ها، درسی هستند یا کمک آموزشی. تازه همین ها هم تیراژی بالای پنج هزار ندارند. بقیه کتاب ها که تیراژشان به زحمت به دو هزار می رسد… برای یک کشور هشتاد میلیون نفری با این همه مردم که ادعای باسوادی دارند این تیراژ شرم آور نیست، تهوع آور است… دست همه تان درد نکند!

نویسنده :
موضوع: نینیمال ,
تاریخ انتشار : ساعت:

روزهای خوب: چس ناله ای قدیمی
تعداد بازديد : 255

امروز آمدي

پس از سال ها

درست هنگامي كه در سكوت

فرياد مي كردم

(( با تو بودن خيلي وقته كه گذشته ))

امروز آمدي

پس از سال ها

پس از قرن ها

با لبخندي بر لب.

در ميان ماشين ها

چشمانت مرا جستجو مي كرد

و من در كنارت بودم

بي آن كه بداني.

امروز غنچه ي سرخي كه بر لبانم كاشتي

بوي گل هاي شكفته مي داد

امروز اسارت نا خواسته اي

كه در آغوشت داشتم

شادي صد آزادي داشت.

امروز پس از

سال ها…قرن ها

چشمانت مرا مي ديد

و دلت براي من

مي تپيد.

روزهاي خوب

روز هاي شادمانه

روز هاي زندگي

روز هاي خوب

اگر چه شب باشند

با تو آغاز مي شوند

با تو

همان گاه كه خودت هستي

– نه آن كسي

كه من او را نمي شناسم.

روز هاي خوب

با تو آغاز مي شوند

با لبخندي كه صورتت را مي پوشاند

با چشم هايي كه از شادي مي درخشند

با دست هاي مهربانت

با شيطنت هاي پنهانت

روز هاي خوب

اگرچه شب باشند

با تو به پايان مي رسند

با بوسه هاي وداع.

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

قافیه!
تعداد بازديد : 301

ما بدبخت قافیه ها شدیم از وقتی که برای جور شدن وزن و آهنگ شعرمان
بلندی موی معشوقه مان را به شب یلدا رنگ چشمانش را به رنگ عسل
و طمع لبانش را شیرین همچون نقل ونبات و  قامتش را همچون سرو
 تشبیه نمودیم.غافل از آنکه معشوقه مان هیچکدام از اینها را نداشت.
نویسنده :
موضوع: نینیمال ,
تاریخ انتشار : ساعت:

در میان دو بوسه
تعداد بازديد : 287

http://8pic.ir/images/08199307649067690446.jpg

دوستم داشت و

ديوانه ي لب هايم بود؛

دوستم داشت و

به گاه نفس تازه كردن

در ميان دو بوسه

در گوشم نجوا مي كرد كه:

لب هايت شيرين است.

و من،

در آرامش ميان دو بوسه

- در هزار توي خويش -

نجوا مي كردم كه:

چه تلخ است لب هايش.

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

راهنمای مشاغل در زبان عامیانه‌ی ایرانی
تعداد بازديد : 227

قصاب: مرتیکه ی چاقوکش

کارگر: مرتیکه‌ی حمّال

فروشنده‌ی خدمات یا کالا: مرتیکه‌ی دلّال

آرایشگر: زنیکه‌ی فاحشه

ورزشکار: مرتیکه‌ی تنه‌لش

بازرگان: مرتیکه‌ی دزد

مهندس راه و ساختمان: مرتیکه‌ی عمله

پزشک: مرتیکه‌ی قاتل

طنزپرداز: مرتیکه‌ی دلقک

نوازنده: مرتیکه‌ی مطرب

شاعر: مرتیکه‌ی بیعار

دانشمند: مرتیکه‌ی بیکار

فیلسوف: مرتیکه‌ی کس‌خل

سخن‌ور: مرتیکه‌ی ورّاج

منتقد: مرتیکه‌ی عقده‌یی

قاضی: مرتیکه‌ی بی‌وجدان

سیاستمدار: مرتیکه‌ی حرومزاده
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

محمد علی جمال‌زاده
تعداد بازديد : 353

نا امیدی یعنی این که با چه شور و شوقی کتاب «دارالمجانین» جمال‌زاده را پیدا کنی و بخوانی بعد ببینی چند تا از چیزهایی را که فکر می کرده ای برای نخستین بار به ذهن خودت رسیده است و در یکی از داستان هایت به کار برده ای، او هفتاد سال پیش در داستانش آورده است. حالا من به یک دارالمجانین واقعی نیاز دارم!


نویسنده :
موضوع: نینیمال ,
تاریخ انتشار : ساعت:

عشق، واژه ی ممنوع!
تعداد بازديد : 362

می دونی… کسی به من یاد نداد عشق چیه. کسی برای من عشق را معنی نکرد. فقط گاهی می شنیدم چیز خوبی به نام عشق وجود داره. برای من کلمه ی عشق کلمه ای ممنوع بود. البته کسی به من نگفته بود عشق چیز بدیه یا نباید حرفش رو بزنم اما چون کسی از عشق حرف نمی زد فکر می کردم چیز خجالت آوریه! عاقبت تصمیم گرفتم دنبالش برم و ببینم چیه… همه جا دنبالش گشتم از توی سطل آشغال بگیر تا کنار دریا، ولی باز هم نفهمیدم چیه… خجالت هم می کشیدم از کسی بپرسم. هر وقت می خواستم کلمه ی عشق را بر زبان بیارم نا خود آگاه یواش حرف می زدم که کسی فکر نکنه من خیلی پر رو هستم! اما تا دلت بخواد می تونستم بگم از این بدم میاد از اون متنفرم و کسی هم ایراد نمی گرفت شاید فکر می کردند کسی که از همه چیز بدش میاد دنبال عشق نمی ره و این خیلی بهتره.

راستی الان اوضاع چطوره؟ هنوز هم عشق ممنوعه؟! هنوز هم نفرت بهتر از عشقه؟!
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

درین شب‌ها
تعداد بازديد : 248

سلام بر همه دوستان همراه.
برای این پست شعر زیبائی از دکتر شفیعی کدکنی که خطاب به استاد مهدی اخوان ثالث هست رو انتخاب کردم. امیدوارم که لذت ببرید.

 

درین شب‌ها،

که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر می‌ترسد.

درین شب‌ها، 

که هر آیینه با تصویر بیگانه‌ست

و پنهان می‌کند هر چشمه‌ای 

سرّ و سرودش را

چنین بیدار و دریا وار 

توئی تنها که می‌خوانی.


توئی تنها که می‌خوانی 

رثای ِ قتل ِعام و خون ِ پامال ِ تبار ِ آن شهیدان را 

توئی تنها که می‌فهمی 

زبان و رمز ِ آواز ِ چگور ِ نا امیدان را.


بر آن شاخ بلند، 

ای نغمه ساز باغ ِ بی‌برگی!

بمان تا بشنوند از شور آوازت 

درختانی که اینک در جوانه‌های خُرد ِ باغ

در خوابند

بمان تا دشت‌های روشن آیینه‌ها،

گل‌های جوباران

تمام نفرت و نفرین این ایام غارت را 

ز ِ آواز تو دریابند.

تو غمگین‌تر سرودِ حسرت و چاووش این ایام.

تو، بارانی‌ترین ابری 

که می‌گرید،

به باغ مزدک و زرتشت.

تو، عصیانی‌ترین خشمی، که می‌جوشد،

ز جام و ساغر خیام.


درین شب‌ها 

که گل از برگ و 

برگ از باد و 

ابر از خویش می‌ترسد،

و پنهان می‌کند هر چشمه‌ای 

سرّ و سرودش را، 

در این آقاق ظلمانی 

چنین بیدار و دریا وار

توئی تنها که می‌خوانی.

نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

هیچ نگو!
تعداد بازديد : 276

ایـن ســالــهـا را خــوب بـه خـاطــر بـســپـار
سـالــهـائـی کـه لـبـخــنـد، دگـرگـیــسـی کـامـلــی از غــم شــده
و مــن هـائــی کـه در تـنــهــائـی شـان غـنــی تـر شـده انـد
ایــن ســالــهـای بـا فــصـل مــشــتـرک درد را بــه خـاطــر بـســپـار
و هــیــچ نــگـو ...

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

پرانتز!!
تعداد بازديد : 208

http://8pic.ir/images/zft6ut30pltuiqj9abli.jpg

بعضی وقت ها دلت می خواد یه پرانتز باز کنی
کسی که دوسش داری رو بزاری توش
بعد پرانتز رو ببندی
که مبادا دست کسی بهش برسه

نویسنده :
موضوع: شعر و عکس ,
تاریخ انتشار : ساعت:

عشق پوشالی
تعداد بازديد : 406

 پيامبري به نام عشق هاي پوشالي ظهور كرده و همه را به
پيروي وا داشته.اندكي تامل كن تو هم خود يكي از اين
پيروان هستي ؟ كجاييم كه از پس لبخنهاي عاشقانه و بوسه هاي
هوس انگيز،نفرت هاي وحشت انگيز روزهاي تنهايي ظهوركرده.
در كدامين كوچه گم شده اي در كدامين چاه افتاده ايم در كدام
كوره راه،راه را به بيراهه سپرديم تالبخندهاي نفرت ازعشق بر
روزها سايه بيفكند؟
دل مردگيهاي نفرت انگيز تا كجا ادامه پيداخواهد كرد؟
هيچ از خود پرسيديم اين روزها عشق هاي اساطيري
به كدامين عزلت پناه بردند؟
 
نویسنده :
تاریخ انتشار : ساعت:

خاطرات
تعداد بازديد : 310

این روز ها هـــــــمه از دود سیگارشان می گویند....!

و خاطراتی را کــــــه دود می کنند....

من چه کنم کــــــــــه با آتش زدن جنگل هم....

خاطراتم را نمی توانم دود کــــــــــــــنم !!! 

نویسنده :
موضوع: عکسٌٍٍ مکث ,
تاریخ انتشار : ساعت:
ليست صفحات
تعداد صفحات : 10

ضیاموزیک