close
تبلیغات در اینترنت
سایت رسمی امیرضیاء
به وب سایت رسمی امیر ضیاء خوش آمدید | پيشنهاد ميکنيم از انجمن سایت هم ديدن فرماييد | براي ارتباط با مدير سايت ميتوانيد از تلگرام 09199120652 استفاده نماييد
دیگه اسمتم فراموش کردم زیبایی فونت فارسی را با فونت من ببینید اضافه کردن به علاقه مندی ها
کدستان








تارنمای امیرضیاء
دستاشو نگرفتموقتی قلبش رفته نمیشه نگهش داشت !بغض کردم نخواستم اشکامو ببینهنشستم و سرم رو به هوای بستن بند کفشاش آوردم پایین تا کمتر نگاهش کنم  ....داشت گریه می کرداینو از اشکاش که می خورد روی سرم فهمیدمچرا گریه ! خودش می خواست بره !خیلی سخت بود بلند شم و اشکام و التماس توو چشمامو…

ضیاموزیک

دیگه اسمتم فراموش کردم

دستاشو نگرفتم
وقتی قلبش رفته نمیشه نگهش داشت !
بغض کردم
نخواستم اشکامو ببینه
نشستم و سرم رو به هوای بستن بند کفشاش آوردم پایین تا کمتر نگاهش کنم  ....

داشت گریه می کرد
اینو از اشکاش که می خورد روی سرم فهمیدم

چرا گریه ! خودش می خواست بره !

خیلی سخت بود بلند شم و اشکام و التماس توو چشمامو ببینه ...
اون نفهمید که من جلو پاش زانو زدم و بندکفش بستن فقط یه بهانه س ...

قدرت پاشدن نداشتم
قدرت رفتن نداشت

روبروش وایسادم ، نگاه می کردیم به هم
دوست داشتم بغلش کنم اما می ترسیدم

با صدای لرزون بهم گفت فقط یک جمله بگو ...
سخت بود !
باید چی میگفتم !
نگاهش کردم ، چشمامو بستم و گفتم

عشق مثل یه ادکلنه خیلی شیکه
تا وقتی هست خوبه
 اما وقتی برای اخرین بار می زنیش و تموم میشه عطرشو عمیق تر حس می کنی و حس می کنی عطرش بیشتر موندگار شده روی لباست ..
برو ولی بدون تنم بوی عطر تن تورو میده . . .

نگاهم کرد .... حرفی نزد ...

بهش گفتم تو آخرین جملتو بگو ...

گفت ....... !